۱۳۹۰ مرداد ۱۶, یکشنبه

بحران اوضاع اجتماعی و سیاسی هزاره ها در طول تاريخ


بحران اوضاع اجتماعی و سیاسی هزاره ها در طول تاريخ:            
هزارهها به عنوانيککتلة قوميدر افغانستان که همواره به خاطر سه عنصر نژاد، مذهب و زبان مورد تعصب و تبعيض بودهاند، که همواره از جانب حکومت و حاکمان مسلط بر افغانستان تحت فشار های متعدد و گوناگونی قرا داشته است البته درین میان بعضی از امیر ها، بیگ ها، ارباب هادرمناطق مختلف هزارستان رابطه ای حسنه ای با حکومت داشته است. و هیچ گاه یک هماهنگی جهت همیاری و همکاری با حکومت و یا در مقابله با حکومت ها بین سران هزاره وجود نداشته و هرکس مطابق به اهداف و منافع خود تصمیم گیری و روابطی را با حکومت برقرار ساخته و مالیات به دولت پرداخت مینموده.
این ناهماهنگی بدلیل  ملوک الطوايفي بودن سرزمينهزارستان و منافعشخصي يک امير، ملا،  بيگ، ارباب و  يکمنطقه محدود ميشده است.
با مطالعه تاریخ میتوانیم بصورت دقیق دریابیم که از زمان «احمدشاه ابدالي» و بعد از او تا زمان امير عبدالرحمان، روابط بعضی از سران و مناطق هزاره نشین با دولت وجودداشته است . اما در همين مقطعياد شده رو در رويي برخي از سران هزاره با حکومت را شاهديم  که عبارت از مقاومت «عنايتالله خان» در دايکندي عليه نيروهاي احمدشاه ابدالي و رودر رويي «ميريزدانبخش» با «امير دوستمحمدخان» ميباشد.
اما پس از ميريزدانبخش نزديک به دو قرن طول کشيدتایک نوع هماهنگی کوتامدت و کمرنگ بین هزاره ها بوجود آید که در مقابل دولت بایستد و رودرروی دولت قرار گیرد. اما از آن پس در مراحلحسّاس که تحولات  سياسي ـ اجتماعي و فرهنگي در محدوده جغرافیای افغانستان بوجود آمد در این جریان نبود هماهنگی در بین هزاره ها  باعث شد که اين مردم در برخي موارد نه تنها نتوانستند به بخشي از اهداف خود دست يابند، بلکه دچار شکستها، محروميتها و نابودي داراييهاي شان گرديدند. و این نبود هماهنگی در بین هزاره درمقاطع ذیل وجود داشته است:
1-      نبود هماهنگی  در جنگ با اميرعبدالرحمنخان.
2-      نبود هماهنگی در جريان قيام ابراهيمخان گاو سوار.
3-      نبود هماهنگی  در دوران انقلاب.
4-      نبود هماهنگی  در دورهيحاکميتمجاهدين.
5-       بوجود نیامدن هماهنگی  در دورة حاکميت طالبان.
6-      نبود هماهنگی  در دورة اول انتخابات رياست جمهوري و پارلماني.
7-      نبود هماهنگی  در مسألهي (بهسود) برخورد باکوچيها.
8-      نبود هماهنگی در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری.
9-      نبود هماهنگی در قسمت معرفی وزرا در دومین کابینه دولت.
با این که این ناهماهنگی در مقاطع مختلف که در بالا ذکر شد و این مقاطع زمانی یکی پس از دیگری اتفاق افتاده است ولی سوال اینجاست که چطور با تجربه نمودن این دوران ها و شکست های تلخی را که مردم ما و سران هزاره متحمل شدند بازهم همچنان نا هماهنگ هر کس به سمت و سوی در حرکت می باشد؟ یعنی ریشه این وضعیت نابسامان و آشفته در کجاست و کجا گره خورده است؟
برای پاسخ به این سوال میتوانیم به بحران هویت هزاره اشاره نماییم چنانکه امروزه برخي از هزارههاي سنّيمذهبما به سمت بحرانهويت به پيشرفته و از پيکرهي اصلي خود در هزارستان جدا ميشوند و متاسفانه امروزه پراکندگيهزارهها کمکم به عنوان یک ضربالمثل در فرهنگ اينسرزمين جايميگيرد.
بحث بحرانهويت، یکی از مباحث پيچيده و بسيار مهم است که نمی توان به آسانی آنرا واضحا تبیین نمود از همین جهت برخي از تحليلگران، معتقدند که هنوز هويتملي در افغانستان به معناي واقعي آن، شکلنگرفتهاست، تا در پرتو آن، همة شهروندان از اقوام مختلف، خود را متعلق به اينجامعه دانسته و همة اتباعآن، خود را در سرنوشتسياسي همديگر شريک بدانند. البته واژه (افغان) امروزه بعنوان یک پسوند ملی برای هر شهروند درافغانستان القاب میشود اما!! این واژه خودنیز..{؟!}
البته جدا از بررسی  بحران هویت در سطح ملي، بحرانهويت در سطح اقوام نيز وجود دارد، که در ميانهزارهها و سادات، بحرانهويت بین دو پدیده ای هويتمذهبي و هويت قومي، خلط شده که متاسفانه عدهاي، آگاهانه در کنار هويتمذهبي و قومي، بر شاخصههاي نژاديخويش نيز تأکيد نموده و ازاین طریق توانسته به گونه های مختلف بعنوان یک کلیت در کنار ...... قرار گیرد....

۱۳۹۰ تیر ۸, چهارشنبه

گفتمان شهادت

گفتمان شهادت توسط مجمع علمی گفتمان دانشجو پیرامون شهادت شهید محمد جواد ضحاک برگزار میگردد.
این گفتمان در مسجد جامع رهبر شهید در شهر بامیان برگزار خواهد شد.
تاریخ برگزاری این محفل روز جمعه 10/04/1390
ساعت : 8:30 الی ختم مجلس ادامه خواهد داشت.

۱۳۹۰ تیر ۶, دوشنبه

طرح جایزه جهانی "بابه"


طرح جايزه جهاني بابه
(Baba universal award)
یاد آوری از مردان و زنان تاریخ ساز در هر ملت و مردم و جامعه رایج بوده و عموما از گفته ها، کردار و رفتار آنها بعنوان یک سرمشق و رهنما در روند زندگی شان از آن استفاده می نمایند. براین اساس است که یاد کردن از بزرگان بعنوان یک اصل پذیرفته شده در بین جامعه ملل بوده و هست چون افرادی که دیروز به نحوی در همان جامعه زندگی خود را گذرانده و تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را رقم زده و بعنوان یک میراث برای نسل امروز بجای گذاشته است و این نسل امروز است که این زنجیر را تداوم بخشیده و بعنوان یک وجیبه و امانت بازمانده از گذشتگان شان آنرا به نسل آینده خود انتقال دهد. زیرا در جامعه ای که گسستگی بین نسل ها وجود داشت دقیقا آن جامعه فلج شده و به تدریج از بین میرود.
ازاین جهت یاد از گذشتگان ما یک فرض است که تاریخ گذشته خود را با در نظر داشت امکانات در دست داشته برای نسل آینده خود انتقال دهیم.
مجمع علمي گفتمان دانشجو كه متشكل از محصلين دانشگاه باميان (محرومترين مكان تحصيلي دنيا) ومتعلمين ليسه ميباشد. اين مجمع كه در سال 1389 هجری شمسی توسط اين جمع (اعضاي گفتمان دانشجو) تأسيس وداراي اهداف خودسازي و روشنگري در حوزه ي دانشجوي و تحصيل كرده گان میباشند.
فعاليتهاي اين مجمع از جمله نشر ماهنامه گفتمان دانشجو در مركزباميان و ولسوالی هاي اين ولايت ، تجليل از افراد و ايام خجسته و مهم ملت شان وغیره فعالیت های فرهنگی ميباشد. گفتمان دانشجو با درك جهان متن و زبان باورمندآن هستند كه ما در جهان سخن و زبان زيست مينماییم و اين جهان، است که حضور ما را براي نسلها استمرار می بخشد.
 چون نسل بعدي اگر بخواهد اعمال ما را به قضاوت بنشيند نيازمند متون جاودانه و ماندگار هستند. براین مبناکه نسل امروز هر جامعه نيازمند الگوهاي رفتاري وتایثرگذارنسل گذشته شان ميباشند، همینطور نسلهای بعدی نیز نیازمند و چشم انتظار میراث نسل امروز خواهد بود. ما كه وارث وميراث دار يك جريان، سنگر ومكتب بنام مزاري (مرد عدالتخواه،مدافع حقوق شهروندي... ) هستيم، برماست كه اين مرد، مكتب وآرمان را به جهانيان بشناسانيم. تا اين مكتب راهی  باشد براي همۀ بشركه چگونه بايد در جغرافيای كه قانون جنگل درآن حاكم هست، داد از عدل و همپذيري و احترام به همديگر سر دهد چنان که مزاری بزرگ در جغرافیای بنام افغانستان پرچم عدالتخواهی و دفاع از حقوق شهروندی را برافراشت و تا پای جان ایستاد.
 ما فراخوان جايزه جهاني بابه را در حالي طرح مي كنيم كه مردم هزاره در وضعيت نا به سامان و رقت  از لحاظ وسايل و امكانات زندگي ميكنند! ومحصلين دانشگاه باميان  در مطالعات شبانه شان از شمع و هریكين استفاده مي كند. اما با اين وضعيت از يك راهی پيش آمده و در جستجوي راه حل هميشگي اين مشكل ميباشيم كه آن هم بدون معرفي چهره واقعي از خود واز خواست خود امكان پذيرنميباشد.
هدف طرح اين جايزه(جايزه جهاني بابه):
1-    حمايت از افراديكه در سراسر جهان عليه بي عدالتي، نقص حقوق شهروندي وبرتري طلبي قومي، زباني ومذهبي مبارزه ميكنند.
2-    رساندن فرياد عدالت خواهي وآرمانهاي سبز مزاري را به جهانيان كه ما در جنگ هاي سه دهه گذشته نه جنگ طلب بوديم و نه متجاوز بلكه حق غضب شده و از ناموس ، شرف و حيات خويش دفاع نموديم.
3-    ايجاد يك محوريت ويا يك خط مبارزات حقيقي براي تحقق عدالت اجتماعي و حقوق شهروندي براي تمام جوامع بشري وملل جهان.
4-    اين روز كه هرسه سال بعد يك بار برگزار ميگردد، بايد از روندي جريانهاي عدالتخواهي ودفاع از حقوق شهروندي در جهان وكشورهاي كه نقص کننده ای اين حق انساني وطبيعي بشراند به بحث وبررسي گرفته شود .وروز اهداء جايزه بابه بايد در روز پنجم  جوزا كه مطابق با بيست وششم مي در سالروز ميلاد بابه مزاري بزرگ صورت گيرد.
5-    بايد كميته ای 10 نفره تشكيل گردد تا افراد كانديد را بررسي و كاركردهايشان را مطالعه نموده وبصورت کاملا بي طرفانه انجام گيرد. اهداف وخط مشي اين افراد بايد مطالعه گردد تا هماهنگي بين افراد مبارز اين خط ايجادگرديده تا از حركت هاي مقطعي وبي نتجيه جلوگيري گردد تا زمينۀ باشد براي حركات هاي منسجم و پيگير.
6-    بايد كوشش گردد كه بعد از اولين سال برگذاري اين برنامه در افقانستان اهداء جايزه جهاني بابه، اين روز در كشورهاي برگذار گردد كه بالاترين ميزان محرومين حقوق شهروندي و اجتماعي و سياسي را دارند.
7-    اين جريان باعث خواهد شد كه ملت ومردم ما در جهان و دهكده بشري همسايه شده و مشكل مردم ما، مشكل جامعه بشري گردد ودر حل آن ما جامعۀ بشري وانسانهاي عدالتخواه را همراه خودخواهيم داشت.
8-    چگونگي وشكل مدال ولوح تقدير وبيانيه مفصل در پيرامون اين روز ونوشتن اين لوح در چند زبان تاثيرگذارجهان ازجمله:انگليسي،فرانسوي،جاپاني،كورياي،عربي،مغولي،تركي و اردو... طرح گردد.
دوستان مزاري بزرگ اين طرح گرچند داراي نواقص مفهومي و ترتيبي ميباشد، اما اين را ما از شما بزرگان خواهانيم كه همه با هم در جهت عملي شدن اين طرح وبهترشدن اين راه يكديگررا ياري كنيم. تا گوشۀ از مسوليتهاي ما را نسبت به خدمات مزاري بزرگ انجام داده باشيم.
به امید همکاری و یاری شما دوستان و جریان عدالتخواهی و وارثان بی عدالتی ها.
6/04/1390
باميانافغانستان
مجمع علمی گفتمان دانشجو.